بیست ماهگی آترین به روایت تصویر . . .
.gif)

تو خودت نمره ی بیستـــــــــــــــــــــــــــــی تو مثل هیچ کسی نیستــــــــــــــــــــــــــــــی
همین الان یهووووووی .gif)
.gif)
آترین عسلی مامان این روزا حسابی ووروجکانه هاش زیاد شده و با تغییر فصل و آب و هوا خورد و خوراک و خوابت تغییر کرده. حسبی من وبابایی درگیر این مسایل هستیم و کم کمک داریم برای از شیر گرفتن شما آماده میشیم.
نازنین دختری من تمام حروف انگلیسی رو به ترتیب و با تلفظ درست هم میگه و هم میخونه. دایره لغات انگلیسی و فارسیش روز به روز بیشتر میشه. هزاااااااز ماشاالله به دختر باهوشم.
اعداد رو از یک تا 10 از حفظ به فارسی و انگلیسی میگه و فقط یه ایراد داره اونم عدد هشت فارسی رو نمیگه وبعد از هفت میگه نه که فکر کنم بخاطر شباهتشونه. البته چیزی که واضحه اینه که مفهوم شمارش رو متوجه شدی چون اسباب بازی هات و یا خوراکی هایی که بهت میدم رو میشمری.
صدای حیوانات بیشتری رو میگی:
ماره میگه، فییش . کبوتر میگه، بغ بغو. زنبور میگه، ویییز. اسب میگه: هیی هییی. خانم مرغه میگه: قودیقوداا.
آقا خروسه: قوقو قولی ( ادای خروس رو با گذاشتن دستت روی سرت که یعنی مثلا تاجشه درمیاری)
ادای اکثر حیوونا مثل ماهی یا فیل یا خروس و میمون و گربه و خرگوش . . .
نقاشی کشیدن رو خیلی دوست داری بخصوص روی درکمد و دیوار ها که من از وقتی برات روی دیوار کاغذ های بزرک چسبوندم فقط روی اونها میکشی.
البته عاشق نقاشی با خودکار روی پاهات هستی و برای همین هم همه ی خودکار ها خونه ی ما و مامان زهره جمع میشه.
لاک زدن رو خیلی دوست داری و هر وقت حوصله ات سر میره میری سراغ کشوی لاک های من.
مکالمات ما و آترین جونی :
اسمت چیه نی نی ؟ آتین
فامیلیت چیه؟ ادی
چند سالته؟ دیووو
خونتون کجاست؟ تیران
اسم بابات چیه؟ اهنام
اسم مامانت چیه؟ آته هه
آترین خانومه؟ بلی
آترین عزیزه؟ بلی
آترین دوست داشتنی؟ بببببببلللللللللی
شعر عرئسک قشنگ من رو خیلی خیلی دوست داری:
عروسک قشنگ من قرمز پوشیده، تو رختخوتب مخمل آبی خوابیده.
یه روز مامان رفته بازار اون رو خریده، قشنگ تر از عروسکم هیچ کس ندیده.
عروسک من چشمات رو باز کن، وقتی که شب شد/ اونوقت لالا کن.
حالا با من توی حیاط بیا بازی کن، توپ بازی و شن بازی و طناب بازی کن.
شعر اجزای صورت رو هم خیلی دوست داری و وقتی میخونیم خودت دونه دونه نشون میدی.
همچنان از اسباب بازی ها توپ و قطارت رو خیلی دوست داری.
عزی دلم بخوام از شیرین زبونیا و دلبرانه هات بگم حالا حالا هااااااباید بنویسم، تمومی نداره مادر .gif)
.gif)

آترین جونی و شن بازی د رتراس .gif)
.gif)

رنگ بازی قبل از حمام .gif)
.gif)

بازی های چرخونکی دوست داری گلم .gif)
.gif)

لباس های من و بابایی رو دوست داری تنت کنی .gif)
بیشتر از همه رو فرشی های مامان زهره که رسما دیگه متعلق به شماست .gif)
.gif)

تیاتر زردک و خانم کوچیک که خیلی خوشت اومده بود و با مامان زهره رفتیم .gif)
.gif)

عاشق دم آقا موشه شده بودی و همش میخواستی بکشیش .gif)
.gif)
.gif)

شبا به سختی میخوابی، نمیدونم چرا مقاومت میکنی خوووو .gif)
.gif)
.gif)


بیست ماهگی آترین به روایت تصویر . . .
